نویسنده : کیوان ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٥/٢٤

 سلام

نوشتن خیلی خوبه و ننوشتن سخت....


عزیزترینم همیشه به یاد داشته باش که عزیزترین خواهی ماند...

چون شبهایه سیاه و غم گرفته رو روشنی دادی...

تو بودی که هیج وقت شعار دوست داشتن سر ندادی...

شبهایه تنهایی که غم و ناامیدی موج می زد وجود تو نوری بود برای رهایی...

پر کردن آن همه تنهایی, پاک کردن آن همه غبار غم همه کار تو بود...

آرامش حضور تو حس مقدسیست که قابل وصف نیست...

پس می توانم بگویم عزیزترینم دوستت دارم....

تقدیم به اونکه همیشه, حتی بدترین روزها و شبها امید آخر بود و عزیزترین شد..