چه ساده باگريستن خويش زاده مي شويم وچه ساده با گريستن ديگران ازدنيا مي رويم وميان اين دو سادگي معمايي مي سازيم به نام زندگي

سلام
باز اومدم باز برگشتم بعداز چند وقت میخوام بازم بنویسم
زندگي جزيره اي است در اقيانوس تنهايي ؛ جزيره اي با تخته سنگ هاي اميد ، درختان رويا
به ته خط رسیده ام وای مرگ لعنت بر تو تو چرا از من می گریزی چرا ؟ چرا هنوز زنده ام. چرا نفس می کشم؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
